Artık seninle duramam

Bu akşam çıkar giderim

Hesabım kalsın mahşere

Elimi yıkar giderim

 

Sen zahmet etme yerinden

Gürültü yapmam derinden

Parmaklarım üzerinden

Su gibi akar giderim

 

Artık sürersin bir sefa

Ne cismim kaldı ne cefa

Şikayet etmem bu defa

Dişimi sıkar giderim

 

Bozar mı sandın acılar

Belaya atlar giderim

Kursun gibi mavzer gibi

Dağ gibi patlar giderim

 

Kaybetsem bile herşeyi

Bu aşkı yırtar giderim

Sinsice olmaz gidişim

Kapıyı çarpar giderim

 

Sana yazdığım şarkıyı

Sazımdan söker giderim

Ben ağlayamam bilirsin

Yüzümü döker giderim

 

Köpeklerimden kuşumdan

Yavrumdan cayar giderim

Senden aldığım ne varsa

Yerine koyar giderim

 

Ezdirmem sana kendimi

Gövdemi yakar giderim

Bettua etmem üzülme

Kafama sıkar giderim.

 

Söz : Yusuf Hayaloğlu

Müzik : Ahmet Kaya

  ……………………………………………………………………

 اما در مورد پست قبلی که يک داستان تصويری بود اغلب تصور بازديدکنندگان که مطلبی است مربوط به خود من، برداشت درستی نبود و نشانگر عدم عادت این عزيزان به داستان‌های ميني‌مال تصويری است. بعد از اين سعی خواهم کرد از داستان‌های تصويری بيش‌تری استفاده‌کنم

 

نوشته شده توسط خامه پرست در پنجشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۳ |
برو به جهنم
نوشته شده توسط خامه پرست در شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۳ |

 

از حزب کمونیست کارگری ایران سوال شده‌است که:

«چرا این‌قدر در مورد "پائین تنه" صحبت می‌کنید، مگر شما امر دیگری ندارید؟ چرا از بین این‌همه بدبختى‌های مردم، برنامه حزب این‌همه "به پائین تنه" چسبیده است»!

ثریا شهابى هم جواب داده‌اند:

نیازهای پایه ای مردم مثل احتیاج به غذا، مسکن، پوشش، بهداشت، تفریح، محبت، آسایش، احترام، سکس، تسلى، شادی و امنیت، مجموعه نیازهایى است که کاراکتر انسان متمدن عصر ما را شکل مى دهد. هیچ‌کدام را نمى توان به بهانه برآورده کردن دیگری نقض و انکار کرد.

اصطلاح «پائین تنه» یک لفظ لاتى- آخوندی است که در فرهنگ لمپنى به نیازهای جنسى و رابطه جنسى گفته می‌شود. یکى از نیازهای طبیعى انسان را با الفاظى چنین مى‌نامند تا کسى جرات نکند در مورد آن باز، علنى و در متنى جدی صحبت کند. برای صحبت سالم و جدی در مورد نیازهای جنسى باید ابتدا این ریاکاری و «دودوزه بازی»را که مهمترین خاصیت‌اش بستن در دهان مردم است، کنار زد.

پس سئوال این است که چرا حزب ما در مورد نیازهای جنسى مردم صحبت مى کند؟ چرا در برنامه ما در دفاع از حق مردم در دسترسى به یک شرایط آزاد، برابر و انسانى برای برآورده کردن نیاز جنسى، مطالبانى مطرح شده است! پاسخ روشن است. به این خاطر که نیاز جنسى چون نیاز به غذا و امنیت و استراحت، یکى از نیازهای انسان است. و همچون هر نیاز انسانى دیگری، باید برآورده شود. وظیفه هر حزب سیاسى مدافع مردم است که در مورد برآورده شدن نیازهای انسانى مثل دسترسى به آب آشامیدنى، غذا و مسکن و بهداشت و برآورد شدن نیازهای جنسى، فکر و اقدام کند. وظیفه یک حزب سیاسى پیشرو است که موانع عقیدتى، اقتصادی، فرهنگى، مذهبى، و ملى که در مقابل برآورده شدن نیازهای انسان وجود دارد را از پیش پا بردارد. برای ذهنى که نه تحت تاثیر تعالیم و فرهنگ اسلامى - شرقى است و نه متاثر از جنبش نسبیت فرهنگى! نیازهای پایه ای مردم مثل احتیاج به غدا، مسکن، پوشش، بهداشت، تفریح، محبت، آسایش، احترام، سکس، تسلى، شادی و امنیت، مجموعه نیازهایى است که کاراکتر انسان متمدن عصر ما را شکل مى دهد. هیچکدام را نمى توان به بهانه برآورده کردن دیگری نقض و انکار کرد. برآورده شدن همه این نیازها بدون اگر و مگر، شرط تحقق کاراکتر انسانى مردم است. انکار هر بخش و هز جزئى از آنها، توسط هر کس و هر جریان سیاسى یا مذهبى یا ملى، نقض حقوق پایه ای انسان تلقى می‌شود. به این خاطر است که بى هیچ ملاحظه ای ما به جنگ موانع مذهبى، ملى، فرهنگى، سیاسى و اقتصادی که نیازهای مردم را خفه و سرکوب می‌کند مى رویم.

حقوق انسان نسبیت نمى شناسدجوهر تئوری نسبیت فرهنگى این حکم تبعیض آمیز است که مى گوید؛ استاندارد رفاه و آزادی های دنیای متمدن معاصر، حقى نیست که دختران و پسران مثلا جوامع فقر زده و اسلام زده بتوانند از آن برخوردا شوند! این تئوری مى گوید؛ آزادی، و بخصوص آزادی در رابطه جنسى، حقى نیست که همه شایسته برخورداری از آن باشند! این حکم با هر استدلال و منطق و فلسفه ای که گفته شود، تئوری توجیه نابرابری انسانها است. «زیاده روی» نکنید! سیاست رندانه ای است که می‌خواهد سیستم و جامعه نابرابر موجود، که می‌گوید بگذارید مردم در محرومیت بمانند، را منطقى جلوه دهد.

هرکجای جهان بتوان گفت که سکس مردم به سیاست چه؟ در مورد ایران و سایر جوامع و محیط های اسلام زده نمى‌توان این را گفت. در ایران حکومتى سرکار است که مردم را به خاطر سکس خارج از ازدواج و خارج از مقررات اسلامى سنگسار می‌کند و شلاق مىزند. به خاطر معاشرت دختران و پسران، شنیدن موسیقى، نوشیدن مشروبات الکلى و پوشیدن لباس دلخواه، مردم را بازجویى و حبس مى‌کند. در ایران با حاکمیت یک رژیم قرون وسطایى و ضد زن که احکام نجاسات و تغزیرات اسلامى را بر زندگى دو نسل حاکم کرده است دفاع از مطالبات مردم، بخصوص در مورد خلاصى فرهنگى که آزادی در رابطه جنسى جز مهمى از آن است، شرط آزادی‌خواه بودن هر کسى است. آمار بگیر و ببندهای روزانه اوباش اسلامى به خاطر معاشرت دختران و پسران، قتل‌های ناموسى، خودکشى دختران بر اثر افسردگى و بازار پررونق فحشاء زنان و تن فروشى کودکان، کشتار جنین های متولد شده و نشده، و احکام سنگسار ها، تنها اشکال فاجعه آمیز بروز واقعیت تلخ اختناق فرهنگى و سیاسى قرون وسطایى ایران است. کسى که چشمانش را بر این واقعیت مى بندد بى تردید دوست مردم ایران نیست.

بعلاوه در یک جامعه با فرهنگ مردسالار و عقب مانده مگر به خاطر سکس کم جنایت مى کنند و آدم می‌کشند؟ فراهم کردن یک شرایط آزاد، برابر و متمدنانه برای همه مردم برای داشتن یک زندگى جنسى سالم و انسانى، مهم است. انکار این واقعیت تنها نشانه عدم صداقت منتقدین ما است. انکار این واقعیت تنها نشانه تمکین به فرهنگ شرقى، مذهبى، ریاکارانه و «دودوزه بازی» است که جامعه را برای برآوردن نیازهای اقشار و طبقات ممتاز جامعه سازمان مى دهد. فحشا و صیغه و تجاوز و سقط جنین و سرکوب زنان و دختران، محصولات جامعه ای است که سکس و رابطه جنسى را تابو میکند و مردم را روانه بازار جنایى شده خرید و فروش سکس می‌کند.

کسى که مطالبات برنامه یک دنیای بهتر در دفاع از حق مردم برای داشتن یک زندگى جنسى آزادانه و آگاهانه را «زیاده روی» در باره «پائین تنه» مى داند، یا آخوندی با فرهنگ آخوندی است، یا چپ شرق زده و اسلام زده ای است که کلاه مخملى را نشان فضیلت مرد مى داند و با آموزش های آل احمدی در ضدیت با فرهنگ غربى پرورش یافته است

درجه‌بندی و زمان‌بندی تامین نیازهای مردم ترفندی برای نقض آن‌هاست.

روزی که دنیای وارونه ای که سرمایه داری به بشر تحمیل کرده بر قاعده بنشیند، بى تردید لازم نخواهد شد که در مورد حفاظت از حقوق مردم صحبت کرد! اما کسانى که امروز از ما خرده می‌گیرند که در این مورد زیاده روی می‌کنیم، بى تردید از این منظر نیست که نیاز جنسى مردم را پیش پا افتاده و پرداختن به آن را نالازم مى‌دانند!

این ادعا نمى تواند از آن کسانى باشد که به خاطر محرومیت از رابطه امن، آزاد و برابر رنج مى برند. چنین ادعاهایى غالبا از طرف کسانى مطرح می‌شود که یا منفعتى، مادی یا ایدوئولوژیکى در محروم کردن مردم از این حق دارند یا توسط ایدئولوژی حاکم شستشوی مغزی داده شده و شریک ریاکاری آنها شده‌اند. این ادعا از نوع ادعای آدم های مرفهى است که برای تخفیف دردهای نزدیکان بى‌بضاعت خود، ژست درویشى و بى‌نیازی مى‌گیرند! می‌خواهند بگویند که مطالبات برنامه ما از سر مردم ایران زیاد است! می‌گویند که مردم آماده نیستند! یا دولت در بودجه‌بندی باید اولویت‌های دیگری مثل مسکن سازی و بیمارستان سازی داشته باشد تا جواب دادن به سکس مردم!

این را در مورد حجاب هم می‌گویند. با حربه این استدلال امروز در مورد رابطه جنسى، فردا در مورد حجاب و به موقع اش در مورد کاهش ساعت کار کارگر و یا دست بردن به هر تغییر جدی بنفع پاسخ دادن به نیازهای مردم، می‌توان ایستاد! این ادعا یعنى نگذارید مردم با حقوق انسانى خود آشنا شوند! نگذارید مردم به آن‌چه که در خلوت خود و بدون ریا و فریب، حق خود مى دانند، مشروعیت دهند! یعنى نگذارید مردم حقوق انسانى خود را بشناسند! مهم نیست شعاعى که با آن می‌توان محرومیت را توجیه کرد چقدر است. جنس استدلال یکى است. هیچ‌یک از نیازهای انسان، چیز لوکس، تشریفاتى و زیادی نیست که بشود از آن کم کرد یا تامین آن را موکول به «آینده» کرد! درجه‌بندی، مهم و غیر مهم کردن این یا آن حق انسان، مثل آن است که مردم فقر زده را به خاطر غذا رسانى از احترام محروم کردن! یعنى اهانت به آنها را تحمل و توجیه کردن! درجه‌بندی کردن نیازهای مردم یعنى اینکه فقط طبقات بالادست را شایسته رفتار احترام آمیز و انسانى دانستن! یعنى فقط حق آنها از عشق و رابطه جنسى را مشروع و متناسب و «درخور» دانستن. منظورشان این است که کسى که سرپناه ندارد نباید وسائل جلوگیری از بارداری هم در اختیارش باشد! می‌توان او را به زور شوهر داد! می‌توان او را مورد تجاوز جنسى قرار داد! یعنى کودک خانواده فقیر را می‌توان تحقیر کرد!

درجه بندی کردن نیازهای انسان به مهم و کمتر مهم یک شیادی عیان است برای بى‌حقوق کردن محرومین، زنان، کودکان، سالمندان و همه اقشار غیر ممتاز جامعه. می‌گویند از سر این‌ها زیاد است که برایشان امکانات و حقوق پیشرو انسان عصر خود در بالاترین استاندارد را قائل شویم! از سر این‌ها زیاد است که به نوجوانان‌شان آموزش رابطه جنسى داده شود! بعلاوه چون مطالبه در مورد رابطه جنسى است، با تیغ گزنده مذهب و اسلام، فرهنگ ایرانى و مردسالاری چنین استدلال‌هایى را برنده تر مى‌کنند. به این یک مطالبه بخصوص، بیش از همه حساسیت هست. با اتلاق الفاظ لمپنى و آخوندی چون «پائین تنه» آن را جزو مفاسد می‌گذارند! معلوم است چرا! به این خاطر که ذهن منتقد چپى یا راستى ما برای توجیه محرومیت و بى حقوقى محرومین و برای توجیه وضع موجود، گرفتار فلسفه و منطق جامعه‌ای است که در آن باید بالادست و پائین دستى باشد. این دسته از منتقدین ما گرفتار ایدئولوژی و سیستمى‌اند که در آن همه مردم انسان‌های متساوی الحقوقى نیستند.

 

 

نوشته شده توسط خامه پرست در چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۳ |
 

BİR DE SEN GİTME

Ahmet kaya

 

Akşamlar böyle biter
Hep böyle dertli biter
Evli evine gider
Kuşlar yuvaya döner

Bir de sen gitme
Bir de sen gitme içimden
Yaralıyım ben

Giden bu yolculardan
En çok ben şanssızım
Ne kadar çok yaşadıysam
O kadar çok yalnızım

Biraz da sen ağla
Ölürken bile hasretim sana
Bir tek sen anla

 

نوشته شده توسط خامه پرست در سه شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۳ |

يك روز مدتي پس از مرگ استالين برژنف داشت در نشست عمومي حزب كمونيست عليه سياستهاي استالين حرف مي‏زد.يك دفعه از انتهاي سالن صدايي گفت: اون موقع تو كجا بودي كه جرأت نداشتي اين حرفا رو بزني؟
برژنف به طرف صدا برگشت و پرسيد: كي بود؟
كسي جواب نداد.
باز هم پرسيد: كي بود؟
باز هم كسي جرأت نكرد جواب بده.
برژنف گفت: اون موقع من همون جايي نشسته بودم كه تو الآن نشستي.
نوشته شده توسط خامه پرست در شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۳ |

دريا گسترده‌تر

دريا سرشارتر

دريا اعلام خبرهای دور

 

ای گسترده‌تر ای بازتر!

در شب تنگم که غريويش نيست

آه اگر شعله‌ای از هر کنار!

افشان تر!

             دريا

                     ای انتشار!

... يداله‌رویایی ... دريايی 21 ...

نوشته شده توسط خامه پرست در سه شنبه ۴ اسفند ۱۳۸۳ |