به من چه كه ابتذال شب از شكستن هراس ندارد
و مزد گوركن تكه سنگي است
به امضاي شاملو.
صدايم از انكار مرگ رها مي شود:
«سنگ قبرت شكستهتر، بهتر! »
هرقدر بشكند
آزادي آدمي از مزد گوركن شكستني تر است.
نامي كه ابتذال آدمي از سرزميني افزونتر باشد
جريان باد را مي پذيرد؟
حاشا حاشا
كه اصلاً :
«به من چه. »