خورشید سردشعر «آیه‌های زمینی» فروغ فرخزاد را می‌خواندم که به این سطر رسیدم. حیرت‌انگیز است؛ زمانی که شاعر در عمق ناموزونی تاریخی عصر خویش به چنان دید پیشگویانه‌ای رسیده و تصویری چنین روشن از آینده ارائه می‌دهد.

... و بر فراز  سر دلقکان پست
و چهره‌ی وقیح فواحش
یک هاله‌ی مقدس نورانی
مانند چتر مشتعلی می‌سوخت

کل این شعر را در ادامه مطلب بخوانید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط خامه پرست در پنجشنبه ۲۵ مهر ۱۳۸۷ |

بانکرئیس بانک

«رمز گاوصندوق؟!»
سرش را خاراند: «بزارین فکر کنم!»
مراجعین، پشت پیشخوان منتظر بودند.

اشتباه کوچک

با عجله وارد بانک شد.
ولوله‌ای بود.
فیش را هول‌هولکی پُر کرد.

 

نوشته شده توسط خامه پرست در جمعه ۵ مهر ۱۳۸۷ |