خرگوشخرگوش من چه نازه
گوشاش چقدر درازه 
مثل بخاري گرمه
چه خوشگل و چه نرمه 
دستاشو پيش مياره
به روي هم ميزاره 
ميخوره برگ کاهو
ميپره مثل آهو 
نوشته شده توسط خامه پرست در یکشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۸ |

یاداشت صفحه‌ی ادبیات و فرهنگ هفته‌نامه‌ی پیام زنجان (شماره‌ی685، 12آذر1388) درباره‌ی کتاب هزار بوسه:

«محمدعلی خامه‌پرست» هم نویسنده است و هم شاعر. داستان‌های کوتاه خود او از بهترین‌هاست. در شعر نیز، سروده‌هایش بیشتر در نحله‌ی «سپید پیشرو» قرار می‌گیرد. «هزار بوسه» نخستین اثر او در هیأت کتاب است که شانزده داستان را بازنویسی و در قطعی که تازگی‌ها معروف به «خوش‌خوان» شده چاپ کرده‌اند، آن هم در شکل و شمایلی زیبا. این کتاب در نمایشگاه کتاب زنجان نیز از پرفروشترین‌ها بوده است؛ عنوان اروتیک و زیبای آن، کار خود را کرده است (البته محتوای داستان هزار بوسه اصلاً اینگونه نیست). با امید به انتشار آثار دیگر «خامه‌پرست» عزیز در آینده‌ای نزدیک، داستانی را از این مجموعه می‌خوانیم...
از
هادی وحیدی گرامی، به خاطر این معرفی محبت‌آمیز، تشکر می‌کنم.

آثار دیگرم:
در خیابانی خیالی (مجموعه شعر)ـ بامداد، 1379
یاز (مجموعه داستان، مشترک)ـ حوزه هنری، 1382
هزار بوسه (داستان، گردآوری)ـ پینار، 1388
کله‌های سنگی (مجموعه داستان، مشترک)ـ سخن‌گستر، در دست انتشار
داستان‌های نحس (200داستان کوتاه)ـ افراز، در دست انتشار
فاتحان خرمشهر (خاطره ـ رمان)ـ بنیاد حفظ آثار، در دست انتشار
یک ریش خوب (داستان)ـ آماده انتشار
به سکوت آمدم (مجموعه شعر)ـ آماده انتشار
شیوه‌ی نو در آموزش داستان‌نویسی (تحقیق و تألیف)ـ آماده انتشار
مروارید و مهره (نقد ادبی، مجموعه مقاله)ـ آماده انتشار
مینا (رمان)_ در مرحله‌ی بازنویسی
دگمه صدفی (داستان کودک)ـ کانون پرورش فکری کودکان، در دست انتشار
ابر سفید (داستان کودک)ـ شباویز، در دست انتشار
چکش فولادی، آشپز ماهر، دایناسور و... (داستان کودک)ـ آماده انتشار

 

نوشته شده توسط خامه پرست در پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۸ |
افتادندر افتادن
فاصله کوتاه می‌شود
و اتفاق، دور.

از دیروز
خرگوشی در سینه‌ام می‌لرزد.
اتاقی از پوستم جدا شده است
با دری که ترس را ترسیم می‌کند.

درافتادن دو چشم مرگبار
نفس، کوتاه می‌شود
و کوه، نرم‌تر از پوست یک خرگوش
در مشتم جا باز می‌کند.

دستی که از آستین خیانت بیرون می‌زند
قفسی از دود می‌سازد.

چشم که باز می‌کنم
از دیروز
استخوان حواسم می‌شکند.
درهای توطئه
درّه‌ای از تنهایی می‌کَنند.

در رفتن
شتاب کوچکتر می‌شود
و افتادن، قبر را تنگ می‌کند.

نوشته شده توسط خامه پرست در شنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۸ |
خرگوش

برای خرگوشم چه اسمی پیشنهاد می کنید؟

نوشته شده توسط خامه پرست در شنبه ۷ آذر ۱۳۸۸ |