: درسال ۱۹۶۰ ارنستو چه گواراي ۳۲ساله رييس بانک ملي کوبا شد. مي گويند فيدل کاسترو هنگامي که مي خواست رييس بانک ملي کوبارا تعيين کنددرجلسه‌ي هيات دولت خطاب به حاضران گفت: رفقا بين شما کسي اکونوميست (اقتصاددان) هست؟چه گوارا فوري دستش را بلند کرد. کاسترو که جا خورده بود گفت: خيلي خوب!! ازاين به بعد تو رييس بانک ملي هستي!! چندروزبعد فيدل درجايي چه را مي بيند مي گويد: خبرنداشتم اکونوميست هستي چه مي گويد: اکونوميست؟!! من فکرکردم گفتي کمونيست!!
نوشته شده توسط خامه پرست در دوشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۳ |
در ايستگاه راه آهن جسدي يافتند. جسد محكم به زمين چسبيده بود و ديگر برايش فرقي نمي كرد كه قطار كمي دير كرده است.
آن سو تر مردي در سايه ايستاده بود و مي ديد كه ازدحام دور جسد هر لحظه بيشتر ميشود و عقربه ساعت هر لحظه بيشتر شتاب مي گيرد.
سپس زني وارد ايستگاه شد و قدم زنان به طرف اتاق انتظار رفت. مرد به سوي او شتافت: پس چمدانت كو؟
زن در حالي كه با سگك بند كيفش بازي مي كرد گفت: مي داني، من تصميمم را عوض كردم!
 فرداي آن روز پشت ساختمان ايستگاه جسد ديگري يافتند؛ زني را با بند كيفش خفه كرده بودند.

نوشته شده توسط خامه پرست در دوشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۳ |