در جای دور
و راهی متناسب
سوار اسب می‌شدم
و اسب را سوار ترس می‌شدم

جادوی کلاه تنم از اسب
گذر جن، از لای تیرگی شب
یک نفس دویدنم از حبس
جایی که اسب‌ها در جشن
یونجه را دواندنم جوان و شاد
با شیهه‌ی ارواح، دور حلقه‌ی آتش

در جای دور
نعل تناسب به تاب راه
اسب دایرگی را سوار می‌ماندم
و دست‌ها در هوای پشت سرعتم
با ریختن از ترسم
تنم از اسب می‌پریدنم کلاه
کّل راه

اسب می‌شدم.

نوشته شده توسط خامه پرست در جمعه ۲۸ مرداد ۱۳۹۰ |
 مقدمه
کلمه خرافات همواره با زمینه سیاسی و اجتماعی هر کشور پیوند دارد به همین جهت ارائه تعریف دقیق از آن به سختی امکان‌پذیر است. خرافه را هر نوع عقیده نامعقول و بی‌اساس تعریف کرده‌اند. حقوق‌دانان نیز برای تمایز قایل شدن بین خرافات از دیگر باورها به مفهوم انسان معقول متوسل می‌شوند و بر این اساس خرافه چنین تعریف می‌کنند: هر عقیده و عملی که آدمهای معقول و تحصیل کرده آن را خرافی می‌شناسند.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط خامه پرست در جمعه ۷ مرداد ۱۳۹۰ |