مخالف خودمم
موافق تو
در انتخاب زنی شرعی
شرق از پس خوابم قرینه میآید
و آینه از برهنهی شمشیر میریزد
با موج شانههای زنی ته صندوق
در لهیب تاریخی از بوسه
بیرون میپرد
نامی
شراع کشیده به مطلق چشمانش
کو
خون از تخیل قتلش
شیدا شد
موافقم به تو
از خودم
مخالفم