داستانبا ظهوراینترنت، سردبیران نشریات به داستان‌هایی كه كوتاه‌تر بودند و مطالعه‌شان بر صفحه‌ی كامپیوتر آسان‌تر بود، توجه بیشتری نشان دادند. در زیر به چند اصل كه در نوشتن اين گونه داستان‌ها، به تنهایی یا در كنار هم كاربرد دارند، می‌پردازيم:

 

١. ایده‌هاى كوچك انتخاب كنید

موضوع‌های ساده را از بین موضوع‌هایی كه احتیاج به پرداخت بیشتری دارند، انتخاب كنید. برای پرداختن به روابط پیچیده بین والدین و فرزند، شما به یك داستان بلند نیاز دارید؛ به جنبه‌های كوچك‌تر این موضوع پیچیده بپردازید. به عنوان مثال به احساس كودك، وقتی او را در گفتگو به حساب نمی‌آورند یا وقتی كه به همراه پدر و مادر بی‌حوصله‌اش در اتومبیل نشسته است. ایده‌های كوچك انتخاب كنید و آن‌ها را بپرورانید.

 

۲. مقدمه‌چینى نكنید

هنگام نوشتن داستان كوتاه كوتاه ، بیهوده صفحات را با توضیحات و مقدمه‌های ورود به داستان پر نكنید. سعی كنید تمام این مقدمه‌ها را در یك پاراگراف خلاصه كنید و مستقیما بروید سر اصل مطلب كه همان بزنگاه داستان است. اين نوع از داستان‌ها معمولاً بر حادثه‌ی واحدی (كه در بیشتر موارد همان بزنگاه داستان است)، تكیه دارند.

 

۳. داستان را از بطن اتفاق آغاز كنید

داستان را از بطن اتفاق آغاز كنید. به عنوان مثال مردی در حال دویدن است و بمبی در مسیر حركت او قرار دارد؛ شرح بیشتری از جزئیات لازم ندارید. خواننده خودش می‌تواند جاهای خالی‌ داستان را پر كند.

 

٤. روى تصویر مركزی داستان تمركز كنید

تصویر قدرتمندی پیدا كنید و آن‌ را به عنوان تصویر مركزی داستانتان قرار دهید؛ به عنوان مثال تصویر غروب غم‌انگیز آفتاب در خیابان وارتون، چنان صحنه تاثیرگذاری را می‌سازد كه از هزار كلمه گویاتر است. داستان در كنار تصویرها شكل می‌گیرد.

 

٥. از تعلیق مناسب بهره بگیرید

یك معمای كوچك، جذابیت داستان را تا انتها حفظ می‌كند. خواننده داستان شما نمی‌تواند حدس بزند كه چه حادثه‌ای در حال شكل‌گیری است. این بهترین طعمه است تا او را تا انتهای داستان بكشانید. به این ترتیب خواننده، داستان را با خاطره‌ خوش و حس لذت به پایان می‌برد.

 

۶. از ارجاعات بینا متنی استفاده كنید

با بهره‌گیری ازارجاع به داستان‌ها و اتفاق‌های مشهور و شناخته شده، می‌توانید از بكاربردن كلمات و توضیحات غیراضافی، پرهیزكنید. از اتفاق‌های تاریخی و وقایع آشنای دنیای ادبیات بهره بگیرید. اگر داستان شما بر عرشه‌ی كشتی تایتانیك اتفاق می‌افتد، از شرح دادن بسیاری ازجزئیات و اتفاقات بی‌نیاز هستید. تاریخ و جیمز كامرون پیش ازاین، این‌ كار را برای شما انجام داده‌اند. ضمناً مراقب باشید كه از پرداختن به جزئیات اساسی داستان غافل نمانید. در این‌صورت، داستان شما گنگ و نامفهوم خواهد شد و خواننده‌تان قدرت استنتاج نخواهد داشت.

 

٧. سعی كنید كه پایان داستانتان جذاب باشد

پایان پركشش به نویسنده اجازه می‌دهد كه ضربه ‌اصلی داستان را در انتهای آن قرار دهد. داستان‌های كوتاه كوتاه معمولا داستان‌هایی با پایانی پركشش هستند؛ زیرا در این‌ دسته از داستان‌ها فرصت كافی برای ساختن شخصیت‌ها و وقایع چند وجهی و پرداختن به آن‌ها در یك پروسه طولانی، در اختیارنیست.

داستان‌های كوتاه كوتاه معمولا همچون لطیفه‌ها ساده‌اند و برای تاثیرگذاری از ضربه ‌نهایی استفاده می‌كنند.

 

(اصل اين مطلب را زمانی از وبلاگي برداشتم كه الان يادم نيست. كمی دستكاريخلاصه و عمومی‌اش كرده‌ام؛ چرا كه ارائه فورمول و روش‌های صريح برای نوشتن مشوق خوبی داستان‌نويسان است.)

نوشته شده توسط خامه پرست در شنبه ۲۸ مهر ۱۳۸۶ |