در وجود هر یک از ما مجموعه‌ای از احساسات متضاد و رفتارهای درونی و عمیق هست که انگل‌وار بر خلاف ما عمل می‌کنند. اگر بخواهیم روابطمان تکامل یابد و عمیق‌تر شوند باید با این خرابکار درونی مواجه شویم و انرژی آنها را تغییر دهیم.  برای توصیف این رفتارهای ارتجاعی از هفت عملکرد خرابکارانه نام می‌برند (این موارد در عین حالی که گاه می‌توانند حیاتی و خلاقانه باشند اغلب مخرب‌اند):

1- خود محروم کردن:

اکثر ما دچار احساس محرومیتی پنهان هستیم. گاهی این احساس کمبود آن چنان قابل ملاحظه می‌شود که حتی نیازهای فوری خود را نیز فراموش می‌کنیم و با بالا گرفتن احساس محرومیت به جستجوی جبرانی کمبودهای قدیمی که به مثابه‌ی پُر کردن چاهی بی‌انتهاست می‌پردازیم. بدین ترتیب از زمان حال و اضطرار مربوط به آن غافل می‌شویم. محرومیت‌های عاطفی در جسم و روح کودک ثبت شده و در بزرگسالی موجب محروم کردن خود می‌شوند. احساس محرومیت اغلب میل به «داشتن» به دنبال دارد؛ داشتن معشوق، همسر، دوستان زیاد، شریک، والدینی که این طور یا آن طور باشند و آنچه را نیاز دارم به ما بدهند و...

انتظار جادویی ارضاء شدن -«من دلم می‌خواهد  نیازهایم بدون آن که درخواستی بکنم، یا آنها را ابراز کنم، توسط دیگران برآورده شوند»- و ایده‌آلی کردن انتظارات، احساس محرومیت را افزایش می‌دهند. -«چیزی باید به من داده می‌شد که داده نشده است...» بعضی با وجود این که می‌دانند پول برای خوشبختی کافی نیست در راه پول درآوردن خود را از خوشبختی محروم می‌کنند. گاه ما خود را از استراحت، از تفریح و صمیمیت و حتی عشق محروم می‌کنیم. البته تشخیص صحیح آنچه خود را از آن محروم می‌کنیم خیلی آسان نیست.

2- بغض: ( در پست بعدی)...

نوشته شده توسط خامه پرست در شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸ |