
بغض و کینه یا احساس دروغین
نوعی ارادهی سرکش در وجود ما هست که ما را برآن میدارد که به تدریج رابطهای را که برایمان مهم و حتی حیاتی است رد، طرد، خرد یا تخریب کنیم. بغض یا کینه به صورت: «مرگ بر...»، «انتقام!»، «تاوان آن را خواهی داد» و... بروز میکند.
وقتی دچار بغض میشوم، کور، کر، خشن، ناتوان، کودکگونه، سانسورچی و ترسناک میشوم. از درون منفجر میشوم و به هیچ کس اجازه نمیدهم که به رنجی که میبرم نزدیک شود. خشونت غالباً جلوهای از ناتوانی است.
سرچشمه عمیق بغض و کینه کمبودهای دوران کودکی است، کمبودهای واقعی یا خیالی. بغض زادهی برآورده نشدن آرزوهاست. آنچه گفتهام شنیده نشده است، زندگیام آنطور که میخواهم نیست. دنیا همانند میدان جنگی است که با محرومیتها مین گذاری شده باشد. مینهایی نظیر: رد کردن، بیپاسخ ماندن و عدم تفاهم که از روی آنها قدم بر میداریم. خشم، فرار یا خشونت غالباً احساسی است که همانند یک پرده در برابر خودم و علیه شخصی دیگر میکشم تا آنچه را که به من آسیب میرساند نبینم و نشنوم. این احساسات حائل موجب رفتارهای دروغین میشود که امکان زیستن در سطح احساسات واقعی را از من میگیرد.
نقش بز اخفش به شخصی داده میشود که بیشترین امید و انتظار را به او بستهایم. این شخص نزدیک باید مرا درک میکرد، به من کمک میکرد و از من پذیرایی میکرد. والدین، همسران و فرزندان موضوع اصلی کینههای عمیق هستند.
به هنگام نشخوار عواطف، ما در رابطه با یک موقعیت ارتباطی معین فقط به یکی از عناصر آن مینگریم و به آن اعتراض میکنیم. در بغض، لذت نشخوار عواطف و تکرار بیوقفه یکمراحل و یک محاورهی خیالی وجود دارد که مانع از فراتر رفتن از آن میشود.
حل مسئله امروز بیشتر از طریق تشخیص شیوهای که به این بغض استمرار داده میشود انجام میشود.
موقع آن رسیده است که تو را ترک کنم؛ تو ای بغضی که از مدتها پیش همراه منی، بغض مورد علاقه من!