تیرهتر از دروغی
که دور
سردتر از خورشیدی
که غروب
چشمتر از اشکی
که شک
جگرتر از خونی
که جنون
پنهانی در پوست
پیدایی در دست
خبرتر از دهانی
که قبر
شادیتر از زمینی
که صبر
بیدارتر از خوابی
که سیاه
نایابتر از باوری
که سفید
این صبحتر از روشن و
این سبز بیپناه.

نوشته شده توسط خامه پرست در چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۵
|