باد در گلوی چمن چکش زد
و چراغ
روی نور
چکه کرد.

کوچه‌ی چشمم خلوت شد
و چمن کوچ کرد.

چرخی که باد را
به چهل چراغ آویزان می‌کرد
با نور
پیر شد.

باغی در گلویم ریشه کرد
و چهچهِ چکش
به گلوی باد افتاد.

نوشته شده توسط خامه پرست در یکشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ |