باد در گلوی چمن چکش زدو چراغروی نورچکه کرد.
کوچهی چشمم خلوت شدو چمن کوچ کرد.
چرخی که باد را به چهل چراغ آویزان میکردبا نورپیر شد.
باغی در گلویم ریشه کردو چهچهِ چکش به گلوی باد افتاد.