«شعر جوان استان زنجان» چهاردهمین مجموعه از سری مجموعه شعر «دفتر شعر جوان» است که با مدیریت محمدرضا عبدالملکیان منتشر می‌شود. عبدالملکیان در مقدمه‌ی این دفتر بعد از اشاره به مشکلات انتشار شعر و برخورد انحصاری با استعدادهای جوان در عرصه شعر می‌نویسد: «دفتر شعر جوان در پی آن است که همان معدود استعدادهای بیرون دایره را شناسایی کند. با دقت و وسواسی خاص، بهترین‌‌ها را برگزیند.» و همچنین  یکی از اهداف تهیه و چاپ گزیده شعر شاعران جوان استان‌ها را «ارائه نمونه‌هایی خوب از شعر شاعران جوان و سعی در معرفی بهتر آن‌ها» عنوان می‌کند.

بنابراین می‌توان گفت که چهاردهمین دفتر شعر به نوعی کارنامه‌ی شعر جوان زنجان نیز محسوب می‌شود. تاریخ سرودن اشعار مشخص نیست اما با توجه به جوان بودن شاعران و تعیین سقف سنی ٣٠ سال (هرچند با چهار استثنا)، و از طرفی تاریخ انتشار دفتر که زمستان ٨٤ است می‌توان حدس زد که اشعار این مجموعه باید متعلق به اواخر دهه‌ی هفتاد و اوایل دهه هشتاد باشد. دوره زمانی مذکور مصادف با نگرشی عمیق به تئوری‌ی شعر و مسئله‌ی نوآوری در شیوه‌ها و تکنیک‌های شعری است که موجب بازنگری اساسی در مفهوم شعر و شعریت در نزد شاعران جوان شد؛ دوره‌ای که می توان آن را از متلاطم‌ترین دوران‌های شعر فارسی دانست که حتی قابل مقایسه با نوآوری‌های اوایل دوران معاصر و پدید آمدن شعر نو و شعر آزاد نیست.

از این نظر می‌توان شاعران دهه‌ی هفتاد و هشتاد را به دو دسته تقسیم کرد؛ شاعرانی که از نقدها و تئوری‌های مطرح شده متاثر شدند و شاعرانی که به شیوه‌ی گذشته بسنده کردند یا تاثیر یاد شده در آن‌ها محافظه‌کارانه و اندک بوده است. کسی که مقوله‌ی شعر را جدی گرفته باشد، به عنوان یک استعداد در عرصه شعر، به عنوان کسی که می خواهد شاعری و شعر گفتن را جهت یافتن زبان لذت شعری و ارتباط با مخاطب شعر خود با آن زبان همچنان ادامه دهد و به افق‌های روشنی برسد  نمی‌تواند خیلی عامیانه و سطحی از کنار مقولات و مباحث بوطیقای شعر بگذرد؛ نمی‌تواند شعر بگوید اما به این فکر نکند که این شعر از چه چیزی ساخته می‌شود و از چه چیزهایی ساخته نمی‌شود. توجه به ماده‌ی اولیه و ابزار شعر قدم اول در جدی گرفتن مقوله‌ی شعر است و هم ماده‌ی اولیه‌ی و هم ابزار شعر زبان است. مفاهیم و احساسات و اندیشه‌هایی که فارغ از این ماده‌ی اولیه و ابزار  به وجود بیاید و مستقل از آن به حیات خود ادامه دهد نسبتی با شعر ندارد. شعری که در خدمت بیان مفاهیم و احساسات مستقل از زبان باشد شعریت ندارد.

با در نظر داشتن مطلب فوق و خواندن شعرهای دفتر شعر جوان می‌توان گفت که اکثر این اشعار فاقد نگرشی جدی به شعر هستند و شعر را در حد بیان فانتزی مفاهیم و اندیشه‌ها  به مقوله‌ای عوامانه و سطحی تقلیل داده‌اند. در ادامه سعی خواهیم کرد بیشتر در این باره بحث کنیم.

از سی و نه شعر چاپ شده در این دفتر بیست شعر در قالب غزل ارائه شده. فرم قالبی غزل و عدم تطابق آن با فرم زمانه‌ی زندگی شاعر و لزوم انطباق فرم هر شعر با فرم زمانه‌ی خود بحث جداگانه‌ی دیگری  طلب می‌کند. به یاد بیاوریم وقتی در ابتدای دوران معاصر پیش‌تر و همزمان با شعر نیما شاعرانی می‌خواستند شعر نو و مدرن بسرایند اما به دلیل خارج نشدن از تفکر قالبی غزل و قصیده و مثنوی تنها به آوردن کلماتی مانند اتوبوس و رادیو و قطار اکتفا کرده بودند تا شعر خود را مدرن قلمداد کنند! البته غزل معاصر را می‌توان به شاخه ها و سبک‌های مختلفی تقسیم بندی کرد که در این تقسیم بندی غزل‌های این دفتر بیشتر پیرو غزل‌نوست؛ غزلی که نیستانی و منزوی و بهمنی و بهبهانی را می‌توان از سردمداران آن معرفی کرد.

از میان این اشعار دو شعر علی‌رضا بازرگان و دو شعر هادی وحیدی قبلا در مجموعه شعر مستقل این دو شاعر چاپ شده و به این ترتیب به علاقه‌مندان شعر معرفی شده بودند. از اشعار آزاد این دفتر تعدادی مانند شعر تبعید، از تأملات غارنشین قندهار، بیداری یک خواب، بیب، تصادف معمولی، عروسک خوشبخت، یادت به خیر آسمان گردی‌های سبک سرانه، هنوز در ابتدای تحولات دهه‌ی هفتاد ایستاده‌اند و عناصر زیبایی‌شناسانه آن‌ها چیزی بیش از اشعار شاملویی و اشعاری که در دهه ی ۶۰ به تقلید از اشعار شاملو سروده می‌شدند ندارد.  نازک خیالی‌های این دسته از شعرها در حیطه‌ی معنی و اندیشه‌ی مستقل از ابزار شعر قرار می‌گیرد. به عنوان نمونه می توان به سطرهایی اشاره کرد:

۱ - با هیئتی عجیب

وارد شدی

آن‌سان که بر خویش نماز گزاردم (تبعید)

۲ - به آخرین سنگرگاه

ققنوسی زنده هنوز کز کرده است (از تأملات غارنشین قندهار)

۳ - در خواب‌هایم بیداری و در بیداری‌ام خوابی (بیداری یک خواب)

۴ - بچه که بودم

به سیب می گفتم

بیب (بیب)   و ...

اما بخش دیگری از شعرها تعمل بیشتری طلب می‌کنند؛ مانند شعر نیمایی  «پرنده»‌ی لادن خدابنده که علاوه بر این که به وزن نیمایی وفادار مانده است از نو آوری‌هایی  نیز بهره می‌جوید که شعر را منحصر به فرد و خواندنی می‌کند. این کار مانند کار غزل‌سرایان در سرودن غزل نو است با این تفاوت که هنوز ظرفیت فراوانی برای کار در آن  وجود دارد و هنوز از ملال تکرار به دور مانده است.

اصل قصه این نبود

از فقط ترین بپرس

زنده ها قرار بود زندگی

پرنده ها پرندگی کنند (پرنده)

در برخی از شعرها (مشخصاً دو شعر) به عناصر دیداری هم توجه شده است مانند شعر بی‌نام زهرا خسروی و دلم لک زده برای آن لک لک، که در نهایت موفق شده‌اند جلوه‌ای دلپذیر ایجاد کنند.

با این حال با شعرهای منحصر به فردی هم مواجه می‌شویم که آن توجه جدی به زبان و ابزار شعر در آن هویداست. نوآوری و آشنایی‌زدایی در دل زبان رخ می‌دهد و تاثیری جادویی به شعر می‌دهد مانند:

۱- گاه تمام نیفتاده‌های

یک تصادف معمولی

مصادف با چند شنبه

هفتم زنی که ختم می‌شود

به فرعی‌ترین کوچه‌ی تاریکی ... (تصادف معمولی)

۲- جاده سطری شد توی کاغذ خلوتی که خاک

خورده بودش (کاغذ خلوت)

به این ترتیب می‌شود گفت که این دفتر شعر ترکیبی نامتجانس از اشعاری است با سبک و سیاق‌های مختلف که به نوعی، درگیری‌ها و مجادله‌ها در عرصه شعر فارسی امروز را در اشلی کوچکتر نشان می‌دهد. از این لحاظ شاید بتوان گفت که این مجموعه بازتاب دهند کوشش‌ها و توانایی‌های شاعران جوان در این شهر و تجربه‌های آنان است. هر چند به قول علی‌رضا بازرگان «در این مجموعه جای شاعرانی چون علی‌رضا فرهومند، محمدعلی خامه‌پرست، رضا قاسمی، حسین نظریان و نسرین اصانلو خالی است» می‌توانست با اضافه کردن چند شاعر فعال دیگر در این زمینه و دقت بیشتر در انتخاب نمونه‌ شعرها و تنظیم آن‌ها در فصل‌های مجزا در کتاب، به طور آگاهانه‌ای با اشعار و تئوری‌های پس زمینه‌ی آن‌ راهنمای بهتری برای مخاطب دفتر شعر باشد.

نوشته شده توسط خامه پرست در دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۵ |